هرگاه مرد با ایمان برادر خود را خشمگین ساخت ، میان خود و او جدائى انداخت . [ گویند : حشمه و أحشمه ، چون او را بخشم آورد . و گفته‏اند شرمگین شدن و خشم آوردن را براى او خواست . و آن گاه جدائى اوست ] . [ و اکنون هنگام آن است که گزیده‏هاى سخن امیر مؤمنان علیه السّلام را پایان دهیم ، حالى که خداى سبحان را بر این منّت که نهاد و توفیقى که به ما داد سپاس مى‏گوییم . که آنچه پراکنده بود فراهم کردیم و آنچه دور مى‏نمود نزدیک آوردیم . و چنانکه در آغاز بر عهده نهادیم بر آنیم که برگهاى سفید در پایان هر باب بنهیم تا آنچه از دست شده و به دست آریم در آن برگها بگذاریم . و بود که سخنى پوشیده آشکار شود و از آن پس که دور مینمود به دست آید . و توفیق ما جز با خدا نیست . بر او توکل کردیم و او ما را بسنده و نیکوکار گزار است . و این در رجب سال چهار صد از هجرت است و درود بر سید ما محمد خاتم پیمبران و هدایت کننده به بهترین راه و بر آل پاک و یاران او باد که ستارگان یقین‏اند . ] [نهج البلاغه]

چکه چکه - نشتی های زبان یک ...

سلام بر آنانکه به جام نیزه ها سیرابشان کردند

خواهید به سوی دوست پرواز کنید          یا زنــــــــــدگی دوباره آغاز کنید

یک پنجــره از اتــــــــــاق تنهائیتان           هر صبح به سمت کربلا باز کنید

سلام بر آنانکه با خون زخمهایشان غسلشان دادند

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ

اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَنَجیبِهِ

اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ

اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ

رَبِّ لاتَکِلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَیْنٍ اَبَدَاً لا اَقَلَّ مِنْ ذلِکَ وَلا اَکْثَرَ

والسلام



<   <<   11   12   13   14      >

چکه چکه - نشتی های زبان یک ...

تو با خدای خود انداز کارو دل خوش دار* که رحم اگر نکند مدعی،خدا بکند